حسين قرچانلو
26
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
بعلبك سرچشمه مىگيرد و از ولايت حمص و حماة و ديگر بلاد شام مىگذرد . « 1 » ابن بطوطه در قرن هشتم هجرى در وصف آن مىنويسد : شهرى است نمكين و دلنشين با درختان سرسبز و جويبارهاى فراوان و بازارهاى گشاده . مسجد جامع حمص ، جامع محاسن و زيباييهاست و در وسط آن بركهء آبى قرار دارد . مردم حمص عرب و به فضل و كرم موصوفند . . . در كنار قبر خالد بن وليد كه در بيرون شهر است ، زاويه و مسجدى بنا كردهاند . « 2 » حماة يا حما « 3 » يكى ديگر از شهرهاى حمص است . نام قديمى آن با توجه به كتيبهها اپيفانيا « 4 » است . اين شهر در شمال سوريه بر دو ساحل رود اورونتس ( نهر عاصى ) در 120 كيلومترى جنوب غربى حلب ، در سرزمينى حاصلخيز قرار دارد . مصنوعاتش كالاهاى ابريشمى و پنبهاى است . اين شهر در روزگاران قديم در دست حتيها بوده و كتيبههاى حتى در آنجا به دست آمده است ؛ در 720 ق . م ضميمه امپراتورى آشور شده ؛ بعدها جزء شاهنشاهى هخامنشى گرديده و سپس به دست اسكندر مقدونى افتاده است . آنتيوخوس چهارم ، ملقب به اپيفانس ، آن را اپيفانيا نام داده است . « 5 » به نوشتهء بلاذرى ، ابو عبيدة بن جراح پس از مصالحه با مردم بعلبك ، به سوى حماة رفت ؛ مردم حماة با وى ديدار و از او اطاعت كردند و او به شرط جزيهء سرانه و خراج اراضى با ايشان صلح كرد . « 6 » ابن خرداذبه ، حماة را از نواحى حمص به شمار آورده است . « 7 » يعقوبى مىنويسد : حماة شهرى كهن است . . . مردم آن قومى از يمن و بيشترشان از دو قبيلهء بهرا و تنوخ هستند . « 8 » اصطخرى در نيمهء دوم قرن چهارم هجرى مىنويسد : شيزر و حماة دو شهر كوچك و خوش آبوهوا با درخت و كشاورزى فراوانند . « 9 » مقدسى شهر حماة را از نواحى جند قنّسرين مىداند . « 10 » ناصر خسرو كه در قرن پنجم هجرى از حماة عبور كرده ، سخنى دربارهء
--> ( 1 ) . نزهة القلوب ؛ ص 218 . ( 2 ) . سفرنامهء ابن بطوطه ؛ ج 1 ، ص 64 . ( 3 ) . Hamat or Hama ( 4 ) . Epifaneya ( 5 ) . دايرة المعارف فارسى ؛ ج 1 ، ص 865 . ( 6 ) . فتوح البلدان ؛ ص 189 . ( 7 ) . المسالك و الممالك ؛ ص 58 . ( 8 ) . البلدان ؛ ص 103 . ( 9 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 64 و صورة الارض ؛ جزء 1 ، ص 163 و حدود العالم ؛ ص 173 . ( 10 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 217 .